اثر شوفری و توهم دانایی!

11/10/2020, 5:22:36 PM


به گزارش سایت تاریخ جهان، ماکس پلانک بعد از این‌که جایزه نوبل را در سال ۱۹۱۸ می‌گیرد، یک سفری را دور آلمان می‌ گذراند و در شهرهای مختلف درباره مکانیک کوانتوم صحبت می‌کند.


چون هر دفعه دقیقاً یک محتوا را ارائه می‌کند، راننده‌ اش احساس می کند که همه مطالب را یاد گرفته است و روزی به آقای پلانک می گوید: شما از تکرار این حرف‌ها خسته نمی‌شوید؟ من الان می توانم به جای شما این مطالب را برای دیگران ارائه کنم. می خواهید در مقصد بعدی که شهر مونیخ است، من سخنرانی کنم و شما لباس من را بپوشید و در جلسه بنشینید؟ برای هر دوی ما تنوعی ایجاد می‌شود. پلانک هم قبول می‌کند!


شوفر خیلی خوب در جلسه درباره مکانیک کوانتوم صحبت می‌کند و شنونده‌ها هم خیلی لذت می‌برند. در انتهای جلسه فیزیک‌دانی بلند می‌شود و سوالی را مطرح می‌کند. شوفر که جواب سوال را نمی داند در نهایت خونسردی می‌گوید: «من تعجب می‌کنم که در شهری پیشرفته مثل مونیخ، سوال‌هایی به این اندازه ساده می‌پرسند که حتی شوفر من هم می‌تواند جواب بدهد!


شوفر عزیز ، لطفا شما به سوال ایشان پاسخ دهید»!


امروزه در علم مدیریت اسم این اثر را «اثر شوفر» گذاشته اند. این اثر ناشی از نوعی توهم دانایی است که افراد بی سواد که با افرادی از طبقه بالاتر از خود ارتباط دارند بیشتر به آن مبتلا می شوند. بیشتر به آن مبتلا می شوند.مثلا منشی دفتر یا راننده یک دانشمند یا سیاستمدار که پس از مدتی نشست و برخواست با آن افراد خود را سیاستمدار و نظریه پرداز می داند!


سقراط می ‌گفت من داناترین فردم! چون تنها کسی هستم که می ‌دانم نمی‌‌دانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز، آگاه نیستند. این جهل سقراطی که بعدها "نیکلاس کوزایی" آن را «جهلِ فرهیخته» نامید.



دسته بندی ها



برچسب ها

  • روانشناسی
  • روانکاوی
  • تاریخ جهان
  • نخبه
  • مهاجرت
  • انقراض
  • اثر شوفری
  • دانایی
  • توهم