اعدام پرنسس ماری ترز دلامبله، روایتی از خشونت انقلاب کبیر فرانسه

11/3/2020, 2:05:04 PM

به گزارش سایت تاریخ جهان، پرنسس ماری ترز دلامبله دختر زیبای یکی از خانواده های اشراف فرانسوی بود که در 17 سالگی با وی در سن 17 سالگی با لوئیس الكساندر دو بوربن-پنتیوور ، وارث ثروتمندترین خانواده فرانسه ازدواج كرد.


پس از وقوع انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 او به همراه عده ای دیگر از خاندان سلطنتی توسط انقلابیون دستگیر و به زندان افتاد. در پی آشوب های پس از انقلاب مردم گاه برای فراری دادن برخی زندانیان و گاه برای گرفتن انتقام از خانواده سلطنتی که اکنون زندانی بودند به زندان حمله می کردند.


در فاصله سال های 1789 تا 1792 هنوز برخی از وفاداران به خاندان سلطنتی در پست ها و مناصبی حضور داشتند و گاه با استفاده از نفوذشان مخفیانه به برخی افراد خاندان سلطنتی برای فرار از زندان ها کمک می رساندند. اما به علت شهرت پرنسس ماری ترز به ثروت و زیبایی فراری دادن او ممکن نبود.



گهگاه برخی از آنان را به دادگاه برده و از آنها درباره دوچیز سوال میپرسیدند: اول وفاداری به مردم و انقلاب فرانسه و دوم لعن و نفرین و بدگویی به سلطنت و لویی شانزدهم و ملکه اش .




سرانجام روز دادگاه فرا می رسد. خاندان سلطنتی را یک به یک به دادگاه می برند و سوال هارا می پرسند. نوبت به پرنسس ماری ترز دلامبله می رسد. قاضی از او می پرسد:


آیا به انقلاب فرانسه و مردم عشق می ورزی و آن را تایید می کنی؟


پرنسس ماری می گوید بله با تمام وجودم.


قاضی؟ آیا سلطنت و لویی شانزدهم و همسرش را هجو خواهی کرد؟


پرنسس ماری: نه این کار را نمیکنم. چون علاقه من به آنها خونی و ذاتی است و چیزی را که در ذات من است نمی توانم نادیده بگیرم! حتی اگر بمیرم. چون عمر کوتاه است و میگذرد.


لویی شانزذهم و ملکه ماری انتوانت


در این هنگام سربازان زندان که به پدر پرنسس ماری خدمت کرده بودند سعی میکنند به او بگویند که آنها را هجو کن. وگرنه کشته می شوی. ولی گویا صدای آنها را ملکه نشنیده و شاید اعتنایی نکرده است.


قاضی حکم مرگ او توسط مردم معترض را صادر میکند.برخی سربازان اورا به حیاط پشت زندان می برند. با باز شدن درب حیاط پرنسس ماری با صحنه هایی فجیع مواجه می شود.


مردم خشمگین با چوب و چماق و سنگ و چاقو در حال تکه تکه کردن خاندان سلطنتی اند. زمین پر از خون اشراف است.گروهی به برخی دختران سلطنتی در حال تجاوزند. 


با دیدن این صحنه ها ماری شوکه شده و دست و پایش شل شده و گریه می کند و می گوید: من گم شدم! یا از دست رفتم!


سربازان اورا به زور به وسط جمعیت می اندازند.




گزارش های مختلفی از نحوه مرگ او نوشته شده است. در یکی از گزارشات مردم پس از تجاوز بدن او را تکه تکه و مثله می کنند و سینه های او را میبرند.


و در گزارشاتی دیگر یک مرد نقابدار به او نزدیک شده و با جسمی تیز به سرش می زند. موهای او قطع شده و از سرش می افتد . سپس با سنگ به پیشانی اش می زند. مردم حمله می کنند و با ضربات متعدد چاقو و سنگ و مشت و لگد اورا تکه تکه می کنند. او در هنگام مرد 42 سال داشت.


پرنسس ماری ترز دلامبله



دسته بندی ها



برچسب ها

  • فرانسه
  • تاریخ اروپا
  • جنبش
  • انقلاب
  • قتل عام
  • جنگ داخلی
  • تاریخ جهان
  • تابلو نقاشی