نگاهی به روزهای پایانی یک رفیقِ سرخ, علی مرادی مراغه ای

10/19/2020, 8:03:27 PM


انقلابها معمولا اول فرزندان خود را می خورند و سپس در آخر خودشان را. و انقلاب اکتبر1917 روسیه یکی از بارزترین نمونه ها بر این ادعا بوده...

در خلال سالهای 1938و 1937 حزب كمونسيت ايران تقريباً تمامی رهبران برجسته خود را در تصفیه های استالینیستی از دست داد و تنها آنهایی زنده ماندند که پلیس رضاشاه آنها را دستگیر و زندانی ساخته و نگذاشته بود به شوروی فرار کنند!


در واقع می توان گفت که رضاشاه با زندانی کردن کمونیستهای ایرانی، جان آنها را نجات داد! چون به غیر از متفکر برجسته دکتر تقی ارانی که در زندان رضاشاه کشته شد بقیه کمونیستهای زندانی در ایران زنده ماندند و با ورود متفقین به ایران آزاد شدند اما آن بخش از رهبران اولیه حزب کمونیست ایران که در روسیه بودند حتی یک نفر از آنها نیز زنده نماندند افراد مانند: مرتضی علوی ، آوتیس سلطانزاده، عبدالحسين دهزاد، حسين شرقی، آقابابا يوسف زاده، بهرام آقايف، علی ‌اكبرزاده، حمدالله حسن‌زاده، ملا بابا هاشم ‌زاده، کامران رضایف، روشن، چنگیز حسنوف، حسن آشوری، ابوالقاسم ذره و اكبر نصيب‌زاده....


در اینجا بر آنم که نگاهی به پایان یکی از این فرزندانِ سرخ بیندازم: احسان‌الله خان دوستدار ملقب به رفیق سرخ تا زمانِ تیربارانش در مسکو، زندگی پر فرازو نشیبی داشته، جزو مجاهدین مشروطه بود که در فتح تهران و برانداختن محمدعلی شاه شرکت داشت بعدا به کمیته مجازات پیوسته سپس به گیلان آمده و در آستانه انقلاب اکتبر در کنار کوچک خان جنگیده، سرانجام اختلافش با میرزا شدت یافته و با کمک شوروی، کودتایی را در مرداد۱۲۹۹برضد میرزا کوچک خان ترتیب داده، در راس حکومت جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران قرار گرفته...



بدنبال شکست جنبش جنگل، روسها از احسان‌الله خان خواستند ایران را ترک کند، سفر او و شصت تن از فعالان جنگلی، بنابر تشخیص نریمان نریمانف و بدرخواست روتشتاین، سفیر شوروی در ایران صورت گرفت. او به همراه یارانش، حزبی بنام«کمیتهٔ انقلاب آزادکنندهٔ ایران» در باکو بنیاد نهاد. یکسال بعد، در اوت ۱۹۲۲م که مصادف با کسب تدریجی قدرت توسط رضاخان در ایران بود او دو نامه به رضاخان نوشته و از او خواست که طومار قاجار را درهم پیچیده، جمهوری اعلام کند نامه دومش با این شعر حافظ به پایان میرسد:

بیا و کشتی ما در شط شراب انداز غریو و و لوله در جان شیخ و شاه انداز


اما رضاخان که بدنبال رضاشاه شدن بود به نامه هایش وقعی ننهاد.


رضاشاه پهلوی


در اواخر ۱۹۲۲مقامات مسکو که بدنبال نزدیکی به حکومت تهران و عقد قرارداد بودند به احسان‌الله خان یادآور شدند که باید دست از فعالیت بکشد چون با این کارها، میانه مسکو و تهران را برهم میزند! پلیس سیاسی تازه ‌تأسیس(OGPU) احسان اللّه خان و اطرافیانش را بیش از پیش در منگنه گذاشت دستور داده شد که سلاح‌های شخصی ‌شان را که هنگام ترک انزلی همراه داشتند تسلیم کنند به مقر آنها در باکو حمله کرده هرچه داشتند ضبط کردند، حتی خروج آنها از محل مسکونی خود قدغن گردید.


احسان اللّه خان که رضاخان را عامل برکشیدهٔ «امپریالیسم انگلیس»میدانست اینبار کاریکاتورهایی از رضاشاه کشیده و در آنها او را عروسک «امپریالیسم انگلیس» خواند تعدادی از این کاریکاتورهای چاپ سنگی را با پست به آدرس برخی ادارات در ایران فرستاد. مقامات ایرانی، بی ‌درنگ با عصبانیت، واکنش نشان دادند، تیمورتاش(وزیر دربار) داویتیان(سفیر شوروی درایران)را فراخواند و مراتب اعتراض ایران را به وی ابلاغ کرد. احسان اللّه خان و یارانش به OGPU احضار و بار دیگر، دستور داده شد که از فعالیت‌های سیاسی ‌شان دست بکشند.


سرانجام او در۲۴آذر۱۳۱۵در باکو دستگیر و اتهاماتی بر او زدند که یک عمر با آنها جنگیده بود!: دست داشتن در فعا‌لیتهای ضد شوروی، جاسوس بریتانیا و بعدها آلمان، عضویت در محفل تروتسکی و...



تروتسکی


وی در مراحل بازجویی در باکو که پنج ماه به طول انجامید شدیدا شکنجه‌ گردید در فروردین ۱۳۱۷برای بازجویی‌های بیشتر بهٔ مسکو بردند...او از بازداشتگاه به میکویان، یژوف و استالین نامه های استرحام آمیز متعددی نوشت و از سوابق خود به عنوان یک انقلابی وفادار و ملقب به«رفیق سرخ» یاد کرد و از آنان خواست که مداخله کرده اجازه دهند در«دادگاهی منصفانه و علنی» محاکمه شود. اما تمامی نامه‌ ها بی ‌پاسخ ماند و سرانجام در۱۹اسفند ۱۳۱۷در حالیکه بشدت مریض بود محاکمه گردید دادگاهی که فقط ۲۰ دقیقه طول کشید به مرگ محکوم و در صبح همان روز در مسکو به جوخهٔ اعدام سپرده شد...



دسته بندی ها



برچسب ها

  • روس‌ها
  • کمونیسم
  • قتل عام
  • استالین
  • تاریخ جهان
  • رفیق سرخ
  • علی مرادی مراغه ای